۵ دستور خداوند براى هدایت جامعه/ از کثرت دشمنان ترسی به خود راه مده

خبرگزاری فارس- گروه فعالیتهای قرآنی: آیتالله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل آیاتی از سوره مبارکه «انسان» به دستورات خداوند متعال به پیامبر اعظم(ص) برای هدایت انسانها و قرارگیری در مسیر رهبری جامعه اشاره کرده است که در ادامه میخوانیم؛ بسمالله الرحمن الرحیم «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنزِیلًا * فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَلَا تُطِعْ
خبرگزاری فارس- گروه فعالیتهای قرآنی: آیتالله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل آیاتی از سوره مبارکه «انسان» به دستورات خداوند متعال به پیامبر اعظم(ص) برای هدایت انسانها و قرارگیری در مسیر رهبری جامعه اشاره کرده است که در ادامه میخوانیم؛
بسمالله الرحمن الرحیم
«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنزِیلًا * فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ کَفُورًا * وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ بُکْرَهً وَأَصِیلًا * وَمِنَ اللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَیْلًا طَوِیلًا؛ به یقین قرآن را ما بر تو نازل کردیم؛ پس در (تبلیغ و اجراى) حکم پروردگارت شکیبا و با استقامت باش، و از هیچ گنهکار یا کافرى از آنان اطاعت مکن و نام پروردگارت را هر صبح و شام یاد کن و پاسى از شب را براى او سجده کن و مقدارى طولانى از شب، او را تسبیح گوى». (انسان/ ۲۳ تا ۲۶)
آیات سوره مبارکه «انسان» از آغاز تاکنون درباره خلقت انسان و سپس معاد و رستاخیز او سخن مىگفت، در آیات مورد بحث روى سخن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله)کرده، دستورات مؤکدى براى هدایت انسانها و صبر و مقاومت در این راه به او مىدهد.
در واقع این آیات راه وصول به آن همه نعمتهاى بىمانند را نشان داده است که تنها از طریق تمسک به قرآن و پیروى از رهبرى چون پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و الهام گرفتن از دستورات او امکان پذیر است.
نخست مىفرماید: «مسلماً ما قرآن را بر تو نازل کردیم» (إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنْزِیلاً).
بعضى از مفسران «تَنْزِیْلاً» را که به صورت «مفعول مطلق» در آیه فوق آمده، اشاره به «نزول تدریجى قرآن» دانستهاند که اثر تربیتى آن روشن است.
و بعضى اشاره به عظمت مقام این کتاب آسمانى و تأکیدى بر نزول قرآن از ناحیه خداوند، مخصوصاً با توجه به تأکیدات دیگر که در آیه آمده (تأکید به وسیله «انّ» و «نحن» و «جمله اسمیه») مىدانند و در حقیقت پاسخى است به کسانى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) را به کهانت و سحر و افترا بر خداوند متهم مى کردند.
آن گاه پنج دستور مهم به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مىدهد که نخستین آن دعوت به صبر و استقامت است، مىفرماید: «اکنون که چنین است، در طریق تبلیغ و اجراى احکام پروردگارت صابر و شکیبا باش» (فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ).
از مشکلات و موانع راه، کثرت دشمنان و سرسختى آنها ترس و هراسى به خود راه مده و همچنان به پیش حرکت کن.
قابل توجه این که: دستور به استقامت را (با توجه به «فاء تفریع» در «فَاصْبِر») فرع بر نزول قرآن از سوى خدا مىگیرد، یعنى چون پشتیبان تو خدا است قطعاً در این راه استقامت کن و تعبیر به «ربّ» اشاره لطیف دیگرى به همین معنى است.
و در دومین دستور پیامبر(صلى الله علیه وآله) را از هر گونه سازش با منحرفان بر حذر داشته مىگوید: «از هیچ گنهکار و کافرى از آنها اطاعت مکن» (وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ کَفُوراً).
در حقیقت، این حکم دوم تأکیدى است بر حکم اول، چرا که جمعیت دشمنان تلاش مىکردند از طرق مختلف پیامبر(صلى الله علیه وآله) را در مسیر باطل به سازش بکشانند، چنان که نقل شده: «عتبه بن ربیعه» و «ولید بن مغیره»، به پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى گفتند: از دعوت خود باز گرد، ما آن قدر ثروت در اختیار تو مىگذاریم که راضى شوى، و زیباترین دختران عرب را به همسرى تو در مىآوریم، و پیشنهادهاى دیگرى از این قبیل، و پیامبر(صلى الله علیه وآله) به عنوان یک رهبر بزرگ راستین باید در برابر این وسوسههاى شیطانى، یا تهدیداتى که بعد از بىاثر ماندن این تطمیعات عنوان مىشود، صبر و استقامت به خرج دهد، نه تسلیم تطمیع گردد و نه تهدید.
درست است که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) هرگز تسلیم نشد، ولى این تأکیدى است بر اهمیت این موضوع، در مورد آن حضرت(صلى الله علیه وآله) و سرمشقى است جاودانى براى سایر رهبران راه خدا.
گرچه بعضى از مفسران «آثم» را به «عتبه بن ربیعه» و «کفور» را به «ولید بن مغیره» یا «ابو جهل»که هر سه از مشرکان عرب بودند، تفسیر کرده اند، ولى روشن است «آثم» (گنهکار) و «کفور» (کافر و کفران کننده) مفهوم وسیع و گسترده اى دارد که همه مجرمان و مشرکان را شامل مى گردد، هر چند این سه نفر از مصداقهاى روشن آن بودند.
این نکته نیز قابل توجه است: «آثم» مفهوم عامى دارد که «کفور» را نیز شامل مىشود، بنابراین ذکر «کفور» از قبیل ذکر «خاص» بعد از «عام» و براى تأکید است.
ولى از آنجا که صبر و استقامت در برابر هجوم این مشکلات عظیم، کار آسانى نیست، و پیمودن این راه، زاد و توشه خاصى لازم دارد، در آیه بعد به عنوان سومین دستور مىافزاید: «نام پروردگارت را هر صبح و شام به یاد آور» (وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ بُکْرَهً وَ أَصِیلاً).
و در چهارمین و پنجمین دستور مىفرماید: «و شبانگاه براى او سجده کن، و مقدار زیادى از شب او را تسبیح گوى» (وَ مِنَ اللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَیْلاً طَوِیلاً).
تا در سایه آن «ذکر» و این «سجده» و «تسبیح»، نیروى لازم و قدرت معنوى و پشتوانه کافى براى مبارزه با مشکلات این راه فراهم سازى. «بُکْرَه» (بر وزن نکته) به معنى آغاز روز است و «اصیل» نقطه مقابل آن یعنى شامگاهان و آخر روز.
بعضى گفتهاند: اطلاق این واژه بر آخر روز با توجه به این که از ماده «اصل» گرفته شده، به خاطر آن است که آخر روز اصل و اساس شب را تشکیل مىدهد.
از بعضى از تعبیرات استفاده مىشود: «اصیل» گاه به فاصله میان ظهر و غروب اطلاق مىگردد (مفردات راغب).
و از بعضى دیگر بر مىآید: «اصیل» به اوائل شب نیز گفته مىشود زیرا که آن را به «عَشِىّ» تفسیر کردهاند و «عَشِىّ» آغاز شب است چنان که نماز مغرب و عشا را «عشائین» مىگویند، حتى از بعضى کلمات استفاده مىشود: «عَشِىّ» از زوال ظهر تا صبح فردا را نیز شامل مىشود.
اما با توجه به این که «اصیل» در آیه شریفه در مقابل «بکره» (صبحگاهان) قرار گرفته، و بعد از آن نیز سخن از عبادت شبانه به میان آمده، روشن مىشود منظور همان طرف آخر روز است.
به هر حال، این دو آیه در حقیقت بیانگر لزوم توجه شبانهروزى و مستمر به ذات مقدس پروردگار است.
بعضى آن را به خصوص نمازهاى پنجگانه، یا به اضافه نماز شب، یا خصوص نماز صبح، عصر، مغرب و عشا تفسیر کردهاند، ولى ظاهر این است که این نمازها مصداقهایی از این ذکر مستمر الهى، و تسبیح و سجده در پیشگاه مقدس اوست.
تعبیر به «لَیْلاً طَوِیْلاً» اشاره به این است: مقدار زیادى از شب را تسبیح خدا گوى.
در حدیثى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) در پاسخ این سؤال که: منظور از این تسبیح چیست؟ آمده: «منظور نماز شب است»!
گر چه بعید نیست این تفسیر نیز از قبیل بیان مصداق روشن باشد چرا که نماز شب در تقویت روح ایمان، تهذیب نفوس، و زنده نگه داشتن اراده انسان در طریق اطاعت خدا، تأثیر فوق العادهاى دارد.
در اینجا باید به این نکته توجه داشت که: دستورهاى پنجگانه آیات فوق گرچه به صورت برنامهاى براى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) ذکر شده، ولى در حقیقت سرمشقى است براى همه کسانى که در مسیر رهبرى معنوى و انسانى جامعه بشرى گام بر مىدارند.
آنها باید بدانند بعد از اطمینان و ایمان کامل به هدف و رسالتى که دارند لازم است صبر و استقامت پیشه کنند و از انبوه مشکلات راه، وحشت نداشته باشند، چرا که هدایت یک جمعیت به خصوص زمانى که در مقابل انسان، افراد ناآگاه و دشمنان لجوج وجود داشته باشند، همیشه توأم با مشکلات عظیم بوده و هست، و اگر صبر و استقامت رهبران نباشد هیچ رسالتى به ثمر نمىرسد.
و در مرحله بعد، باید در برابر وسوسههاى شیاطینى که مصداق آثم و کفورند و با انواع حیل و تزویر سعى در منحرف ساختن رهبران و پیشوایان مىکنند، تا رسالت آنها عقیم ماند، با کمال قدرت مقاومت کنند، نه فریب تطمیع بخورند و نه واهمهاى از تهدید به خود راه دهند.
و در تمام مراحل، براى کسب قدرت روحى و نیروى اراده، عزم راسخ، و تصمیم آهنین، هر صبح و شام به یاد خدا باشند، و پیشانى را بر درگاهش بسایند، مخصوصاً از عبادتهاى شبانه و راز و نیاز با او مدد گیرند که اگر این امور رعایت شود پیروزى حتمى است.
و اگر در پارهاى از مراحل مصیبت و شکستى رخ دهد، در پرتو این اصول مىتوان آنها را جبران کرد، برنامه زندگى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و دعوت و رسالت او سرمشق مؤثرى براى رهروان این راه است.

برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰